ساعت مچی که کوک نمی‌کنیم پسر جون!

از خاطرات سم کارپنتر در کتاب سیستم‌سازی

من برای مدتی به عنوان مهندس ناظر، به نظارت بر گروهی از کارگران مشغول بودم که وظیفه کابل‌کشی دکل‌های برقی غول‌پیکر را بر عهده داشتند. بر اساس برنامه، آن‌ها می‌بایست به وسیله جرثقیل‌های غول‌پیکر، تیرک‌های 25متري را در دل زمین جاي می‌دادند و سپس کابل‌های انتقال برق را بر روی آن‌ها سوار می‌کردند. واقعاً کار سخت و طاقت‌فرسایی بود و البته کاری بسیار خطرناک.
این کارگران، افرادی قوی‌جثه و در عین حال بسیار ساده دل بودند که در برابر شرایط سخت آبدیده شده بودند. دنیای این کارگرها دنیای مثبت‌اندیشی و یوگا و عود‌های خوش‌بو نبود! دنیای خشکِ آن‌ها، پُتک بود و آهن و سيمان!
من که در آن گرمای سوزان تابستان، مسئولیت نظارت بر این گروه کارگرها را در ایالت اورگن غربی بر عهده داشتم، پس از انجام کار متوجه وجود نقص در بخشی از کار آن‌ها شدم. يكي از شش تيرك كاشته شده، با بقیه تيرك‌ها همتراز نبود.
من این مسئله را به سرکارگر که مردی میانسال و تندخو بود اطلاع دادم. رفع این مشکل نیازمند آن بود که این سرکارگر دوباره تمام کارگر‌ها و امکانات و ماشین‌های سنگین را به محل کار برگرداند. آن‌ها می‌بایست به دقت این تیرک را از زمین خارج می‌کردند، گودالش را پر می‌کردند، گودال جديدي حفر می‌کردند، تیرک را در آن مي‌كاشتند و بِتُن‌ريزي می‌کردند. سرکارگر از این اتفاق خوشحال نبود. البته هرکس دیگر هم جای او بود همین احساس را داشت. انجام کارِ دوباره و تذکر شنیدن از من که از دید او یک دانشجوی بچه ننه و بی‌تجربه بودم بسیار سخت تمام شده بود. هیچ‌وقت جمله‌اي را كه آن روز به من گفت فراموش نمی‌کنم. درحالی‌که ابرو‌های پُر و خاکستری‌رنگ خود را دَرهم کشیده بود، آبِ دهاني به زمین انداخت و گفت: «ببین پسر جون! ما داریم تیرک جا می‌زنیم، اونَم با کابل فشار قوی. ساعت مچی که کوک نمی‌کنیم!»
خوب، تیر چراغ برق از زمین بیرون آورده شد و تیرک جدیدی به جای آن قرار گرفت. اما هیچ‌وقت این مقایسه او را فراموش نمی‌کنم. این جمله‌ي تاثیر‌گذار او به من آموخت که همیشه باید شرایط را در نظر بگیریم و به یاد داشته باشم که بین سختی کار و انتظاراتم تعادل ایجاد کنم.

 

98 درصد کمال کافی است

پول و زمان از دست رفته دیگر باز نمي‌گردد و اگر چنين اتفاقي بيفتد، خيلي از فرصت‌هاي مثبت و اتفاقات خوب از دست مي‌رود. اصلِ «خوب باشید، اما به اندازه کافی!» برای ایجاد روش کار خيلي مهم است. 100در‌صد به دنبال کمال بودن مشکلاتی را در کار ایجاد خواهد کرد. زيرا گاهی مصرف وقت و انرژی برای ایجاد یک شاهکار، باعث از دست رفتن خیلی چیز‌ها مي‌شود. محصولی که با کمال‌گرایی افراطی به وجود می‌آید گاهی آن‌قدر پُر عیب و نقص می‌شود که بر خلاف انتظار، به هیچ وجه نمی‌توان آن را کامل دانست.
بنابراین روش‌های کار خود را با دقت و جزئیات تهیه کنید، اما نه بیش از حد جزئی. آن‌ها فقط باید به اندازه کافی خوب باشند. آن‌قدر که نتیجه ایجاد شده با ثبات باشد و آن‌قدر که یک غریبه هم بتواند به راحتی آن را متوجه شود. این نکته را در ذهن داشته باشید که روش‌های کار شما زمانی به کمال نزدیک می‌شوند که آن‌ها را با دقتی به اندازه کافی و نه خیلی افراطی در کنار یکدیگر قرار دهید. این میزان از دقت و کمال‌گرایی نتایجی مفید به دنبال خواهد داشت. نتایجی که به هیچ وجه زمان شما را هدر نمی‌دهد.
پیش از این گفته بودم که باید روش‌های کار خود را به سمت درستی و کمال پیش ببرید. حالا این گفته خود را به این شکل اصلاح می‌کنم: «روش‌های کار خود را با 98 درصد درستی پیش ببرید، نه 100‌در‌صد!»
اما آیا در سیستم‌سازی استثنائی هم وجود دارد؟ بله، دو استثناء وجود دارد. اهداف راهبردی و اصول كلي اجرایی. این دو باید 100در‌صد بدون نقص تهیه شوند. حتی اگر وقت زیادی را از شما بگیرند. این اسناد چراغِ راهنماي امروز و فردای شما هستند. آن‌ها به طور مختصر و مفید نگاشته می‌شوند و کارمندانتان باید به طورت مداوم آن‌ها را مطالعه کنند. وجود مشكل در آن‌ها، کار و اهداف شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اهداف راهبردی و اصول كلي اجرایی شما خلاصه‌ای هستند از تمام آن چیز‌هایی که شما هستید و آنچه که باید باشید. بنابراین برای نگارش آن‌ها زمان و انرژی زیادی بگذارید.

 

خودتان را درگیر افکار بی‌فایده نکنید.

مراقب هوشیاری و تمرکز خود باشید. وقت و ذهن خود را درگیر اطلاعاتِ بیهوده نکنید. اگر نمی‌توانید بر اتفاق و یا موضوعی تاثیرگذار باشید، پس انرژی خود را صرف غصه خوردن برای آن نکنید. مراقب افراد و شخصیت‌های متفاوت اطرافتان باشید و اندیشه‌های زائد و بی‌اهمیت و ناچیز را در زباله‌دان ذهنتان بریزید. اجازه ندهید که ضد ارزش‌ها، ارزش‌ها و خواسته‌های شما را نابود کنند.
آیا تا به حال ذهن خود را درگیر ناعدالتی‌های این دنیا كرده‌ايد؟ این‌که چرا در فلان کشور جنگ است؟ و یا چرا در فلان کشور قحطی و گرسنگی است؟ اگر این‌گونه است بدانید که این مصداق بارز هدر دادن انرژی است. اگر شما توان مبارزه با این بی‌عدالتی‌ها و رفع آن‌ها را دارید که هرچه سریع‌تر اقدام کنید و اگرنه، باید بدانید که غصه خوردن و شکایت کردن هیچ فایده‌ای ندارد. پس میدان جنگ خود را درست انتخاب کنید!